Online User
خطاطي نستعليق آنلاين
دانلود عناوین مواد درسی کلاس ششم درج در کارنامه توصیفی





:: موضوعات مرتبط: قرآن، هدیه های آسمان، فارسی، علوم تجربی، ریاضی، مطالعات اجتماعی، کار و فناوری، تفکر و پژوهش، تربیت بدنی
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲

نسیم بهشت داستان اويس قرني از عارفان زمان حضرت محمد (ص) است ،که همواره در آرزوي ديدارآن حضرت زندگي مي‌گذراند.
 خاندان اويس در سرزمين يمن مي زيستند.
 در سال دهم هجرت، پيامبر اكرم(ص) حضرت علي(ع) را به قصد تبليغ اسلام به سوي يمن فرستاد.
آن حضرت، مردم يمن را به اسلام دعوت كرد و مردم، گروه گروه دعوت حق را پذيرفتند و اويس قرني هم با شور و اشتياق بسيار به اسلام گرويد و يكي از بهترين مبلغان اسلام گرديد.
پيشه اش شباني و نگهداري از شترهاي قبيله خود بود.
او با وجود اينكه در زمان پيامبر(ص) مي زيست اما نائل به زيارت چهره ظاهري حضرتش نشد.
 داستان اويس قرني بسيار مشهور است.
مادر اويس، پيرزني ناتوان، بيمار و نابينا بود.
 اويس به حكم انسانيت و همچنين فرمايش پيامبر(ص) به نيكي و مهرباني با والدين، مراقب مادر بود.
هنگامي كه شوق ديدار پيامبر سرتاسر وجودش را فراگرفته بود، بر خويش واجب دانست با اجازه مادر، براي ديدار پيامبر(ص) به مدينه سفر كند.
 مادر كه كسي جز اويس نداشت، گفت: اگر پيامبر(ص) در مدينه نبود، زود برگرد. اويس با شور و شوق ديدار پيامبر(ص) به مدينه سفر كرد.
وقتي به مدينه رسيد، با خبر شد كه پيامبر(ص) به سفر رفته است.
او كه مي دانست پيامبر راضي نيست براي ديدارش به مادري بي احترامي شود، آخرين نگاه را به خانه پيامبر(ص) دوخت و از شهر پيامبر(ص) خارج شد.
هنگامي كه پيامبر(ص) به مدينه بازگشت، به او عرض كردند: شتر چراني از يمن به نام اويس به اين جا آمد و به شما سلام رسانيد و بازگشت.
پيامبر(ص) فرمود: «آري، اين نور اويس است كه در خانه ما هديه گذاشته و خود رفته است».
اويس به دليل پرستاري از مادر پير و ناتوانش، موفق به زيارت ظاهري پيامبر(ص) اسلام نشد، ولي پيامبر(ص) او را «نفس الرحمان» ناميد و فرمود: «من از سوي يمن، بوي خدا مي شنوم».



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲
پاورپوینت های آموزشی ذیل، مناسب مطالعه آموزگاران و دانش آموزان می باشد.


منبع: مدرسه نیوز

دستور زبان فارسی-مبحث علائم سجاوندی  جغرافی-چهارم دبستان
دستور زبان فارسی-مبحث اسم دستور زبان فارسی-مبحث اضافه
 دستور زبان فارسی -مبحث صفت دستور زبان فارسی-مبحث فعل
ریاضی دوم ابتدایی-آمار و سرشماریریاضی دوم ابتدایی-تقارن چهارقسمتی
ریاضی دوم ابتدایی-کاشی کاریریاضی دوم ابتدایی-جمع و تفریق اعداد دورقمی
علوم دوم ابتدایی-چرخه زندگی پروانهعلوم دوم ابتدایی-دانه هاوگیاهان
فارسی سوم ابتدایی- فصل اول نهادهاعلوم دوم ابتدایی-درباره ی قورباغه
ریاضی سوم ابتدایی-تقسیمعلوم سوم ابتدایی-گوناگونی گیاهان
تاریخ چهارم ابتدایی-هخامنشیانریاضی سوم ابتدایی-کیلوگرم و کیلومتر
علوم چهارم ابتدایی-فصل پنجم مبحث مخلوط هاعلوم چهارم ابتدایی-فصل چهارم مبحث جانوران بی مهره
علوم چهارم ابتدایی-فصل هفتم مبحث الکتریسیتهعلوم چهارم ابتدایی-فصل ششم مبحث نور و بازتابش
علوم پنجم ابتدایی-جانداران سادهعلوم چهارم ابتدایی-فصل هشتم مبحث الکتریسیته
جغرافیای پنجم ابتدایی- زمین نا آرامجغرافیای پنجم ابتدایی- کشورهای همسایه ایران
ریاضی پنجم ابتدایی-نمایش درصدریاضی پنجم ابتدایی-اعداد اعشاری
ریاضی پنجم ابتدایی-ضرب کسرها(ص 75)ریاضی پنجم ابتدایی-تفریق اعداد مرکب
ریاضی پنجم ابتدایی-عددنویسیریاضی پنجم ابتدایی-جمع اعداد مرکب
کار و فن آوری ششم ابتدایی-سخت افزارفارسی ششم ابتدایی-هفتخوان جدید
علوم ششم ابتدایی-انرژی خورشیدی علوم ششم ابتدایی-سفر انرژی
علوم ششم ابتدایی-ایران و منابع انرژی (طلای سیاه ) درس هفتم علوم ششم ابتدایی-انرژی هسته ای
علوم ششم ابتدایی-انرژی بادیعلوم ششم ابتدایی-انرژی را بهتر مصرف کنیم(درس هشتم)
ریاضی ششم ابتدایی-بخش اول و دوم ریاضی ششم ابتدایی-مفهوم احتمال صفحه 112 فصل 6
تفکر و پژوهش ششم ابتدایی-خفاش دیوانهتفکر و پژوهش ششم ابتدایی-میمونهای گرانبها
اجتماعی ششم ابتدایی-عوامل موثر در کشاورزیتفکر و پژوهش ششم ابتدایی-دانه نی
اجتماعی ششم ابتدایی-محصولات کشاورزی ،از تولید تا مصرفاجتماعی ششم ابتدایی-درس 21
اجتماعی ششم ابتدایی- پیشرفت های علمی مسلمانان(درس 9)اجتماعی ششم ابتدایی- تصمیم گیری اجتماعی
بخوانیم پایه اول ابتدایی-آموزش درس توت صداآموز سال اول ابتدایی
تدریس املای اول ابتدایی نگاره ها سال اول ابتدایی
فارسی اول ابتدایی-آموزش درس اول  کلاس اول ابتدایی-درس صدای موج
زبان آموزی اول ابتدایی-درس خوا آموزش مربّع ، مثلّث ، دایره



پاورپوینت های آموزشی علوم ششم ابتدایی، که فقط مناسب مطالعه آموزگاران می باشد:

درس اول-زنگ علومدرس دوم-سرگذشت دفتر من
درس سوم-کارخانه ی کاغذ سازیدرس چهارم-سفر به اعماق زمین
درس پنجم-زمین پویادرس ششم-ورزش و نیروی(1)
درس هفتم-ورزش ونیروی(2)درس هشتم-می خواهم بسازم
درس نهم-سفر انرژیدرس دهم-خیلی کوچک خیلی بزرگ
درس یازدهم-شگفتی های برگدرس دوازدهم-جنگل
درس سیزدهم-سالم بمانیمدرس چهاردهم-از گذشته تا آینده



:: موضوعات مرتبط: هدیه های آسمان، فارسی، علوم تجربی، ریاضی، مطالعات اجتماعی، کار و فناوری، تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲

دانلود فیلم مستند چرخ ریسک ، درس تفکر و پژوهش

پایه ششم ابتدایی

                                         

                                   



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱

دانلود فیلم درخت بخشنده ، درس تفکر و پژوهش پایه ششم ابتدایی



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه نهم دی ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱

فعالیت درخت بخشنده جز فعالیت های نیمه تجویزی کتاب تفکر و پژوهش می باشد که مضمون آن تعلق و هویت و دوست داشتن است.

پاورپینت کمی متفاوت از بقیه



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱

دانلود چک لیست درس تفکر و پژوهش









دانلود تمام چک لیستهای تفکر و پژوهش 

1






:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱

اسامی پايتخت های ايران پس از اسلام

نخستین امیر ایرانی که در نیشابور پس از اسلام تخت نهاد ، ابومسلم مروزی ، سپاهبد جوانمرد ایرانی ، بود که با کمک سپاه خراسان ، بنی‌امیه را پس از یک سده ستم ، در سال 131هـ .ق. در هم کوبید.

طاهریان از سال 206 هـ . ق در خراسان آزادی خود را از بغداد آشکار نمودند و در سال 207 هـ‌ .ق. با حذف نام مأمون در خطبه‌های نماز استقلال خود را اعلام و نیشابور را پایتخت خود قرار دادند.

 در زمان سامانیان و سلجوقیان نیز ، نیشابور از اهمیت خاصی برخوردار بود و گه گاه به عنوان پایتخت انتخاب می شد.

 سیاست کشورداری ایلخانان حکم می‌کرد که پایتختهای خود را در این مناطق انتخاب کنند و سه پایتخت مغولان در ایران (مراغه ، تبریز و سلطانیه) در شمال غرب کشور مکان‌یابی شده‌اند.

صفویان در طول حکومت نسبتاً طولانی سیصد ساله خود در ایران (907 هـ .ق. الی 1200 هـ .ق) سه شهر مهم تبریز، قزوین و اصفهان را به پایتختی برگزیدند.

نادر شاه افشار در سال 1139 هـ .ق. با فریفتن یکی از فرماندهان ملک محمود به نام پیرمحمد، سپاه خود را وارد شهر مشهد کرد. نادر برای استحکام دایمی قدرت خویش در این شهر، خانواده خود را در ارگ مشهد جای داد. وی در سال 1145 هـ .ق. شاه طهماسب دوم را از سلطنت خلع و پسر هشت ماهه او را به نام شاه عباس سوم به پادشاهی برگزید و خود نیابت سلطنت را در دست گرفت. وی پس از تاجگذاری در دشت مغان ، مشهد را به پایتختی برگزید.

پس از کشته شدن نادر، برخی از سرداران وی بنای سرکشی گذاشتند که یکی از آنان کریم‌خان‌زند از طایفه لر بود که خود را وکیل الرعایا معرفی می نمود و محبوب مردم بود. یکی از رقبای جدی وی محمد حسن خان قاجار رئیس طایفه قاجار بود که در مازندران اقامت داشت. کریم‌خان برای سرکوبی وی به تهران آمد و پس از سرکوبی حاکم قاجار، در سال 1172 هـ .ق، در دیوانخانه تهران به تخت شاهی نشست اما به دلیل تابستانهای گرم تهران و در هنگام برقراری آرامش نسبی در شمال و غرب کشور ، در سال 1180 هـ .ق. شیراز را به پایتختی برگزید.


بدون هیچ‌گونه شبهه‌ای ، تهران در سال 1200 هـ .ق. مطابق 1164 هـ . ش. برابر با 1785 میلادی به عنوان پایتخت انتخاب شد. در سال 1209 هـ .ق. فقط مراسم تاجگذاری برگزار شده و نامی از اعلام مجدد پایتختی تهران به میان نیامده است از این تاریخ به بعد تهران پایتخت سه حکومت قاجاریه ، پهلوی و جمهوری اسلامی گردیده که در هر دوره ویژگیهای کالبدی خاصی را دارا بوده است.



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱

سلام دوستان عزیز برای دانلود بهتر این فیلم در 4 قسمت 3 دقیقه ای تهیه شده است .

rv1u31opbj07kay0solk.png


دانلود قسمت اول 


دانلود قسمت دوم


دانلود قسمت سوم


دانلود قسمت چهارم



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱

دانلود فیلم مم مم شو

  برای دریافت فایل بر روی شکل زیر کلیک کنید .


 

دریافت فایل 



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱
دانلود برنامه تجزیه و تحلیل نمرات دانش آموزان + آموزش استفاده

  

دانلود فایل

منبع : زاویه   

تشکر ویژه از (رحمانی )عزیز



:: موضوعات مرتبط: قرآن، هدیه های آسمان، فارسی، علوم تجربی، ریاضی، مطالعات اجتماعی، کار و فناوری، تفکر و پژوهش، تربیت بدنی
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱
 دانلود کتاب صوتی مارگیر و اژدها mp3

مارگير و اژدها

روزي و روزگاري در زمان‌هاي قديم مارگيري زندگي مي‌كرد. مارگير به كوه و دشت و صحرا مي‌رفت، مار مي‌گرفت و آن‌ها را به طبيبان مي‌فروخت تا از زهر مارها دارو بسازند. گاهي اوقات مارگير با مارهايي كه مي‌گرفت در روستاها و شهرها مي‌گشت، بساط خويش را مي‌گسترد و براي مردم نمايش مي‌داد. مردم هم پس از تمام شدن نمايش سكه‌اي به مارگير مي‌دادند و او با اين سكه‌ها روزگار مي‌گذرانيد. روزي از روزهاي زمستان پر برف مارگير به سوي كوهستان راه افتاد تا مار بگيرد. در دل كوهستان پر برف راه مي‌رفت، ناگهان اژدهاي مرده‌اي را كه جثه‌اي عظيم داشت، ديد. نخست خيلي ترسيد و گمان كرد اژدها خواب است اما وقتي دقت كرد فهميد جان در بدن ندارد. همين‌طور كه اژدهاي مرده را نگاه مي‌كرد، با خود انديشيد و گفت اين اژدها جان مي‌دهد براي نمايش در برابر مردم. آن را در ميان مردم مي‌برم و مي‌گويم آن را با همين دست‌هاي خودم كشته‌ام. آن وقت با ديده‌ي احترام به من خواهند نگريست و مي‌گويند عجب مارگير شجاعي. اگر ديو هم در برابرش سبز شود ذره‌اي نمي‌هراسد.

آري مارگير دلش را خوش كرد به كار بزرگتري كه انجام نداده بود. نفس‌نفس‌زنان اژدهاي بزرگ را در كوچه‌هاي شهر به دنبال خويش مي‌كشيد و فرياد بر مي‌آوردكه: اژدهايي را كه در شكار كردنش خون جگرها خورده‌ام براي نمايش آورده‌ام. افسوس كه مارگير به سوي مرگ مي‌شتافت و خبر نداشت كه اژدها در زير سرما و برف منجمد شده بود و وقتي خورشيد سوزان بر او نور بيفشانَد زنده خواهد شد. مرد مارگير، در كنار شط كه جاي وسيعي براي اجتماع مردم بود بساطَش را گستراند، غلغله‌اي در شهر افتاد. مردم دور مارگير جمع مي‌شدند اما مارگير روي اژدها را با پلاس و پرده پوشانده بود و منتظر بود مردم بيشتري جمع شوند تا پول بيشتري جمع كند. هنوز نمايش خود را شروع نكرده بود كه ناگهان متوجه شد پلاس‌ها و پرده‌ها تكان مي‌خورند، خوب كه دقت كرد متوجه شد اژدها مي‌جنبد. مردم نيز كم‌كم متوجه زنده شدن اژدها شدند و از هيبت اژدها پا به فرار گذاشتند در همين فرار كردن‌ها عده‌اي زيادي از مردم كشته شدند. از آن‌جا كه مارگير قبلاً ادعا كرده بود اژدها را كشته است نمي‌توانست عقب‌نشيني كند به‌همين دليل به سوي اژدها رفت تا او را بكشد اما اژدها آن مارگير فريب‌خورده را همچون لقمه‌اي خورد.



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱

 بخش اول                

 

                          بخش دوم

                                    



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱

خرسی که می خواست خرس باقی بماند / نویسنده یورگ اشتانیر؛ مترجم ناصر ایرانی؛ تصویرگر یورگ مولر. تهرا ن: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. 1377، [32] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:

درختان برگ می ریختند و غازهای وحشی رو به جنوب پرواز می کردند. ‌سردی باد خرس را می آزرد. ‌او یخ کرده و خسته بود.

بوی برف را در هوا شنید و به سوی غار گرم و دلپذیرش رفت.

در لانۀ گرم خود به خوابی عمیق فرو رفت. خرسها در تمام طول زمستان می خوابند.

روزی حادثه‌ای اتفاق افتاد آدمیانی به جنگل آمدند و با خود نقشه و دوربین و ارّه آوردند و درختان را یکی پس از دیگری بریدند. ‌سپس ماشین و جرثقیل آوردند تا در دل جنگل یک کارخانه بسازند. ‌وقتی بهار فرا رسید، خرس از خواب بیدار شد. ‌غار او اینک زیر کارخانه بود.

:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : جمعه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۱
نارنجی پوش مي‌توانست ميلياردر شود
http://baseirat.persiangig.com/1-15.jpg

به گزارش جام جم آنلاين روزنامه شرق در شماره روز شنبه خود از ماجرايي نوشته است كه شايد باعث شگفتي بسياري از ما شود، اما در اين هياهوي روزمرگي و جرم و جنايت در اقصي نقاط دنيا چنين اتفاقاتي هم وجود دارد كه باعث مي‌شود بارقه‌هاي اميد در دل هر انساني روشن بماند.

در روزگاري كه خبرها مي‌گويند جان ارزان شده، مردي رفتگر با درآمدي ناچيز و قسط‌ها و قرض‌هايي كه تمامي ندارد، بر وسوسه‌اي بزرگ غلبه كرد تا كيفي گمشده را به دست صاحبش برساند؛ كيفي كه ارزش آن معادل 166 سال حقوق او بود، كيفي يك‌ميلياردتوماني.

نارنجي‌پوش 39ساله بجنوردي كه «احمد رباني» نام دارد، سال‌هاست با كارگري روزگار مي‌گذراند و با مشكلات مالي دست به گريبان است، اما وقتي كيف‌ميلياردي را پيدا كرد آن را بدون هيچ طمع و چشمداشتي به صاحبش پس داد. ارزش رفتار اين رفتگر وقتي آشكارتر مي‌شود كه آن را با خبرهاي رايج اين روزها مقايسه كنيم: «سه پسر به خاطر 30‌هزارتومان دختر عقب‌افتاده را كشتند»، «دو نوجوان براي سرقت 170‌هزارتومان از دوست‌ 18ساله‌شان او را به قتل رساندند و آتش زدند»، «مردي براي طلب 200‌هزارتوماني زني را به كام مرگ كشاند» و «مردي ديگر دوستش را قرباني 500‌هزار تومان كرد.»

احمد در كمال سادگي به سوالات پاسخ داد. لحن و كلامش نشان مي‌داد كاري را كه كرده غيرعادي نمي‌داند و آن را رفتاري طبيعي تلقي مي‌كند. همين ارزش كار او را بيشتر مي‌كند.

اما با تقدير از احمد و امثال او توسط مسئولان است كه مي‌توان چنين رفتارهايي را در جامعه گسترش داد و چنين كارهايي را به فرهنگي فراگير تبديل كرد.

-‌شنيديم كيف يك‌ميلياردتوماني پيدا كرده و به صاحبش پس داده‌اي؟
    {احمد تاييد مي‌كند و فقط مي‌خندد}

-كيف را چطور پيدا كردي؟

پنجشنبه‌شب سر كار رفتم. ساعت حدود سه بود كه داشتم يك كوچه را جارو مي‌كردم. يك دفعه كيف را ديدم. قهوه‌اي رنگ بود. آن را برداشتم تا ببينم كهنه است و آن را دور انداخته‌اند يا اينكه كسي گم‌اش كرده. وقتي در كيف را باز كردم ديدم كهنه نيست.

-‌داخل كيف چه بود؟

مقداري طلا، چند چك و چند پاكت كه بعد فهميدم داخلش سند است.

-‌مي‌دانستي محتويات كيف چقدر ارزش دارد؟

آن موقع نه بعدا فهميدم ولي فرقي نمي‌كرد.

-‌وسوسه نشدي كيف را براي خودت برداري؟

اموال مردم را بايد پس داد. من قبلا هم چيزهايي مثل موبايل پيدا كرده و به صاحبش داده بودم. اين دفعه هم همين كار را كردم.

-‌چطور صاحب كيف را پيدا كردي؟

ساعت پنج صبح به رئيسم تلفن زدم و گفتم كيف را پيدا كرده‌ام. بعد آن را به شهرداري بردم و آنجا تحويل دادم. خودشان صاحب كيف را پيدا كردند و بعد به من خبر دادند.

-‌صاحب كيف وقتي اموالش را ديد چه واكنشي داشت؟

خيلي خوشحال شده بود. خيلي از من تشكر كرد. اصلاً نمي‌دانست كيف را كجا گذاشته است.

-‌مژدگاني هم گرفتي؟

يك چك 200‌هزارتوماني به من داد.

-‌حقوق خودت چقدر است؟

ماهي 500‌هزارتومان مي‌گيرم.

-‌چند سال است كار مي‌كني؟

10 سال؛ اول در فضاي سبز بودم بعد به بخش عمراني رفتم و الان سه سال است كه رفتگر منطقه يك شهرداري هستم.

-‌متاهل هستي و بچه داري؟

سال 74 ازدواج كردم و دو دختر دارم؛ دو و پنج‌ساله.

-‌مستاجري يا صابخانه؟

تا بهمن پارسال مستأجر بودم اما حالا خانه خريده‌ام؛ در روستاي«ينگه قلعه». براي خريد خانه وام گرفته‌ام و بايد ماهي 250‌هزارتومان قسط بدهم. برج چهار هم بايد يك‌ميليون‌تومان از قرض‌هايم را بدهم.

-‌فكر نمي‌كني اگر كيف را برمي‌داشتي با طلاهايي كه داخلش بود مي‌توانستي مشكل مالي‌ات را حل كني؟

گفتم كه اموال مردم را بايد پس داد. اگر صدبار ديگر هم اين اتفاق بيفتد باز كيف را پس مي‌دهم.

-‌ما مي‌خواهيم عكسي از تو موقع كار چاپ كنيم مي‌تواني عكس را برايمان «اي‌ميل» كني؟

دوربين ندارم. «اي‌ميل» هم بلد نيستم. همين عكس‌ها‌ را هم در شهرداري و آتش‌نشاني از من گرفتند.

-عكس برايمان خيلي مهم است از همسايه‌ها يا دوستان و فاميلت كمك بگير.

نمي‌توانم. از روستاي ما تا شهر پنج، شش كيلومتر است و من موتور دارم ولي جاده گلي است و با موتور نمي‌شود رفت.




:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱

دانلود بخش اول              

دانلود بخش دوم             

دانلود بخش سوم           

دانلود بخش چهارم         

دانلود بخش پنجم           



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱
داستان های درس تفکر و پژوهش:پرواز کن، پرواز!


پرواز کن، پرواز!/ به روایت کریستوفر گریگوروسکی، مترجم محسن چینی فروشان، تصویرگر نیکلاس دالی. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1380]36[ ص. مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان::‌

برّه کوچولو گم شده بود و بچه‌ها‌ خیلی ناراحت بودند. ‌دیروز بعدازظهر، وقتی بچه‌ها‌ با گله برگشتند، برّه همراه آن‌ها‌ نبود. ‌پدر، بچه‌ها‌ را آرام کرد و برای پیدا کردن بره از کلبه بیرون رفت.

مرد کشاورز به طرف درّه‌ای که آن نزدیکیها بود راه افتاد. با دقت دوروبر را نگاه کرد. ‌ولی هیچ نشانی از بره کوچولو نبود.



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱
داستان های درس تفکر و پژوهش:رضا


فرض کن یکی از روزهای مدرسه موقع تحویل تکالیف متوجه می‏شوی که آن‏ها را در خانه جا گذاشته‏ای؟ هر لحظه که معلم به میز تو نزدیک‏تر می‏شود ضربان قلبت شدیدتر می‏شود. ‏‏ می‏دانی که معلم تو در کنترل تکلیف‏ها بسیار سخت‏گیر است و قبلا هم تاکید کرده که هیچ بهانه‏ ای را برای تنبلی کردن و از زیر کار در رفتن قبول نخواهد کرد. تا بالای سرت برسد هزارفکر جور واجور از سرت می‏گذرد. افسوس می‏خوری از وقتی که می‏توانستی صرف تماشای تلویزیون، بازی یا هر کار دیگری بکنی و آن را صرف نوشتن مشق‏ هایی کردی که حالا جاگذاشته‏ ای؟

یک نیمکت مانده به اینکه معلم به تو برسد ناگهان فکری به سرت می‏زند؛ کافی است یک نفر از بچه‏ ها شهادت بدهد که دیروز با هم تکالیفتان را انجام داده‏اید. ‏‏ تو مطمئنی که دروغی در کار نیست چون تکالیفت کامل و تمیز در خانه جا مانده‏اند. ‏ اما روی چه کسی می‏توانی حساب کنی؟ در چند دقیقه همه‏ی چهره ها از جلوی چشمت می‏گذرد. ‏یک دفعه فرد مورد نظر را پیدا می‏کنی. ‏ رضا! بهترین دوستت! هم تو را می‏شناسد و هم بارها به او کمک کرده‏ای. ‏ همین هفته‏ ی پیش به خاطرش دعوا هم کرده‏ای. ‏ یک مرتبه صدای معلم تو را به خودت می‏ آورد! «پسر خوب تکالیفت کو؟»

بدون درنگ جواب می‏دهی: آقا تکلیفم در خانه جا مانده رضا شاهد است ما دیروز باهم در خانه ما تکالیفمان را نوشتیم. ‏ اگر باور نمی‏کنید از خودش بپرسید!

سه ردیف جلوتر، رضا با شنیدن اسمش هاج و واج به عقب می‏چرخد. ‏ آنقدر همه چیز سریع اتفاق افتاده که در نگاه رضا چیزی جز تعجب دیده نمی‏شود. ‏ نگاه متعجب او با نگاه ملتمسانه‏ ی تو به هم برمی‏خورد.

معلم رو به رضا که شاگرد زرنگ کلاس هم هست می‏کند و می‏پرسد: رضا دوستت راست می‏گوید؟

. . .



:: موضوعات مرتبط: تفکر و پژوهش
نويسنده : مجید موقر
تاريخ : یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱